بر سنگ قبر من بنويسـيد خسته بود
اهــل زمين نبود نـمازش شــكســته بود
بر سنگ قبر من بنويسيد شيشه بود
تـنها از اين نظر كه سـراپا شـكســته بود
بر سنگ قبر من بنويســـــــيد پاك بود
چشمان او كه دائما از اشك شسـته بود
بر سنگ قبر من بنويســيد اين درخت
عمري براي هر تبر و تيشه، دســــته بود
بر سنگ قبر من بنويســــــيد كل عمر
پشت دري كه باز نمي شد نشسته بود
بر سنگ مزارم بنویسید :
آشفته دلی ، خفته در این خلوت خاموش ...
او زاده غم بود و ....
ز غمهای جهان گشت فراموش....

به یاد مرحوم حسین پناهی ...
ای کسانی که مسئول کفن و دفن من هستید!
هنگامی که مردم تکه یخی بر روی خاکم بگذارید!!! هر روزه بعد از طلــــوع آفتاب.
تا با آب شدنش روی خاکم،گمان کنم که کسی که من به یادش بودم به یادم گریه می کند.